Friday, June 09, 2006

سه شعر کوتاه

اين شعرهای کوتاه، جرقه های آنی هستند که در ذهن شاعز زده می شوند و شايد به معنای واقعی کلمه شعر نباشند اما بهرحال نوشته می شوند و بعضی از شاعران آنها را می نويسند و بعضی نه. من از دسته اولم و شايد هم ننوشتن بعضی هاشان بهتر و آبرومند تر باشد.

عشوه می فروشد
می درخشد
می لغزد
می رمد
می رفصد
ماه
تا که در چشم من تو را بنمايد

000

برهنه ات می کنم
دردلم
و می نشانمت بر دامنم
و می نوازمت

برهنه ات می کنم
و به خورشيد دست می سايم
و می گريزم
با تو تا بالاترين جای آسمان

000

وسوسه آغاز جابجا شدن است
وسوسه استارت جنب و جوش
وسوسه ام کن

3 Comments:

At 11:38 AM, Anonymous Anonymous said...

please write more poems. they are nice

 
At 11:39 AM, Anonymous Anonymous said...

be yourself. write about your experiences and impressions.

Binaloud

 
At 5:53 AM, Blogger alione said...

این شعرها قشنگه ولی کلمه ی استارت رو نباید به کار می بردید

 

Post a Comment

<< Home